|
|
● روح مقدمه:
ا
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 1:34  توسط زندی
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 3:5  توسط زندی
|
از سایر پدیده کودک ازاری امروزه خشونت های خانوادگی ’یکی از مسائل مبتلا به جوامع ’اعم از شهری و روستایی شده است’ ومردم نیز به طور عام در برخورد با این معضل’از مراکز ذی صلاح تنها طالب مجازات متهمان هستند0 در حالی که برخورد با این پدیده به نگرش عمیق تری نیاز دارد0 این مساله زمانی اهمیت پیدا می کند که دریا بیم این پدیده با ابعاد مختلف خود می توا ند محمل بروز عواقبی با شد که در نهایت بی ثباتی تزلزل ارکان مختلف اجتماعی را سبب میشود این که بسیاری از متهمان و مجرمان خشونت های خا نوادگی را عامل اصلی تکوین شخصیت خود و بروز اعمالشان معرفی میکنند’ریشه در این نکته دارد0 با توجه به گستردگی بحث خشونت های خانوادگی ’در این نوشتار به یکی از شایع ترین انواع ان یعنی بحث کودک ازاری میپردازیم0کودکان به دلیل صفات خاصی که از نظر سنی دارند ’بسیار ا سیب پذیرتر از سایر افراد جامعه هستند0این اسیب پذیری ممکن است دلایل مختلفی چون صغر سن ’عیوب مادرزادی’بیماریهای خاص ’پایین بودن قدرت تفکر ’ناتوانی در تشخیص خوب و بد’مطا بقت با محیط و 000 داشته باشد0 از این رو برای پیشگیری از این اسیب پذیری ’والدین’سرپرستان و سایر اولیایی که مسئولیت کودکان را به عهده دارند باید ا شنایی کافی و علمی از موارد ذکر شده ’بیماری ها ’عقب ماندگی’ضعفها و عوامل خطرساز داشته با شند تا انها را مورد حمایت و مراقبت خود قرار دهند’´اما متا سفا نه گاه بزرگسالان و متولیان امر به لحاظ نداشتن اطلاعات کافی و درست از عوامل مذکور یا به دلایل دیگر به جای حمایت و مراقبت از کودکان ’ انان را مورد ازار و اذیت قرار مید هند که این امر در اینده به یک معضل بزرگ اجتماعی تبدیل خواهد شد0کودک ازاری’ ان دسته از رفتارهایی را شامل میشود که از سوی سایر افراد’ به ویژه بزرگسالان در برخورد با کودکان انجام میشود و به اشکال مختلف به سلامت جسمی و روانی انها اسیب وارد میکند 0 دلایل کودک ازاری:| 1)نا اگا هی والدین: گاه والدین یا افراد دیگر که به کودکان ازار می رسا نند ‘ نمی دانند که رفتار انها کودک ازاری است 0 انها را تحقیر و توهین می کنند به نیازهای اسا سی انها بی توجه هستند و این رفتارها را عادی و معمولی می دانند0 2)مشکلات اقتصادی : فقر سبب میشود کودکان از دسترسی به نیازهای اسا سی مانند اموزش ‘بهداشت‘تغذیه‘و000 محروم شوند یا والدین به دلیل فشارهای مالی با رفتارهایی چون پرخاشگری‘خشونت‘بی توجهی و000 کوذکان را مورد ازار قرار دهند0 3)اعتیاد: اعتیاد به دلیل خصوصیاتی که در افراد ایجاد میکند مانند پرخاشگری‘کا هش عاطفه و000 سبب میشود کودکان مورد ازار بویژه مورد سو ا ستفاده قرار گیرند0 4)بیماریهای روانی: در صورتی که والدین به بیماریهای روانی مبتلا باشند با رفتارهایی که ناشی از بیماری انهاست سبب ازار کودکان میشوند0 5)مشکلات خانوادگی:مشاجرات شدید والدین ‘ جمعیت زیاد خانواده ‘شیوه های تربیتی نامناسب ‘در برخی موارد وجود ناپدری و نامادری و000 سبب میشود کودکان مورذ ازار قرار گیرند تا حدی که مشکلات خانوادگی یکی از دلایل کودک ازاری محسوب میشود0 6)مشکلات کودکان: کودکانی که به طور نسبی مشکلات شدید و پایداری دارند بیش کودکان در خانه و مدرسه مورد ازار جسمی و روانی قرار میگیرند0 انواع کودک ازاری: 1) کودک ازاری جسمی : یعنی رفتارهایی که به جسم کودک صدمه میزند0 به عبارت دیگر به حالت بالینی کودکان معمولا زیر 3 سال گفته میشود که یک بار یا به کرات مورد ضرب و شتم و ازار و شکنجه عمدی افراد بالغی که مسئولیت انها را بر عهده دارند مانند پدر و مادر‘قیم یا والدین رضاعی قرار گیرند0 مانند کتک زدن‘سوزاندن‘مجروح کردن‘شکستن‘کبودکردن و000 2) کودک ازاری روانی : شامل رفتارهایی است که به سلامت روانی کودک اسیب میرساند مانند توهین کردن ‘تبعیض قائل شدن ‘ تحقیر کردن ‘ترساندن و 0 00 3) بی توجهی و غفلت : یعنی توجه نکردن به نیازهای اساسی کودکان مانند خوراک و پوشاک‘بهداشت ‘محبت ‘اموزش و000 4) سوء استفاده و کودک ازاری جنسی: یعنی استفاده از کودکان در زمینه مواد مخدر ‘واداشتن انها به کارهای سخت ‘ سوء استفاده جنسی به صور مختلف و 000 *تبعات کودک ازاری : کودکی دوران رشد و شکل گیری شخصیت است ‘انواع کودک ازاری در این سالهای مهم و حساس به رشد و سلامت انان اسیبهای جدی وارد می کند 0 کودکان ازاردیده در تمام جنبه های رشد مانند رشد جسمی ‘ ذهنی و روانی و اجتماعی با مشکلات و نارسایی های فراوانی رو به رو خواهند شد0 بررسی های انجام شده نشان میدهد که بسیاری از کودکانی که در دوران کودکی مورد ازار و اذیت قرار گرفته ا ند‘ در بزرگسالی خود به ازار و اذیت کودکان پرداخته اند0 نمونه و مصداق بارز ان ماجرای پاکدشت و محمد بیجه است 0 * پیشگیری از کودک ازاری: هر چند مانند هر پدیده و بزه اجتماعی خاص جوامع بشری و زندگی اجتماعی است و هرگز نمی توان ان را ریشه کن کرد اما اعمال راهکارهای پیشگیرانه تاثیر بسزایی در کاهش ان خواهد داشت 0 که بر حسب ضرورت در درون و برون خانواده ها میتوان انها را به کار گرفت 0اموزش خانواده ها در این زمینه از نقش بسزایی بر خوردار است 0 بخصوص در مورد والدینی که با تصور اینکه روش تنبیهی که در مورد کودکان خود قرار میدهند روش موثری است ‘غفلت از اینکه با این کار اسیبهای جبران ناپذیری را متوجه فرزندان خود میسازند0 مصونیت عاطفی کودکان در خانواده نیز میتواند بسیاری از رفتارهای احتمالی خشونت بار علیه کودکان را هم از سوی خویشاوندان و هم اجتماع خنثی کند0 همچنین بسیاری از والدین باید بیاموزند که برای جلوگیری از سوء استفاده افراد سودجو از کودکان ‘باید اگاهی های مفیدی را در اختیار کودکان خود بگذارند و با روشنگری های به موقع انان را نسبت به تهدیدهایی که در کمینشان است مطلع و بیدار کنند0 از سویی وجود پشتوانه های موثر قانونی و تنبیه کودک ازاران از سوی نهادهای قضایی و انتظامی ضرورتی است که این پدیده شوم بشدت به ان نیازمند است0 ******کمیته تحقیق کودک ازاری و غفلت ****** کمیته تحقیق کودک آزاری و غفــلت یک گروه طرفـــدار حقــوق کودکان است که در ایالات متحده آمریکا تشکیل شده و هدف خود را تلاش در جهت بهبود وضعیت زندگی کودکان در ایران از طریق گسترش امر تحقیق، آموزش و دادن آگاهی در خصوص پدیده کودک آزاری در ایران قرار داده است. هدف این کمیته پیشگیری و ارتقاء آگاهی عمومی در مورد تمامی اَشکال کودک آزاری و غفلت از طریق گسترش امر تحقیق و ارائه برنامه های آموزش عمومی می باشد که موجب تغییر وضعیت، رفاه و سعادت کودکان ، خانواده ها، و نهایتاً جامعه خواهد شد. کمیته تحقیق کودک آزاری و غفلت در حال حاضر شاخه ای از کانون حمایت از حقوق کودکان ایرانی تشکیل شده در ایالات متحده آمریکا می باشد و با انجمن حمایت از حقوق کودک، سازمانی معتبر و شناخته شده در ایران همکاری می نماید. همچنین اعضاء گروههای نامبرده از مفاد کنوانسیون حقوق کودک مورخ 20 نوامبر 1989 که حداقل استانداردهای لازم برای حمایت از رفاه کودکان را پایه ریزی نموده، حمایت می نماید.
راههای رسیدن به هدف 1- همکاری با دانشگاهیان، متخصصین امور بالینی، و دیگر متخصصان چه از نظر علمی ( آکادمیک) و چه از نظر عملی (بالینی) در جهت توسعه برنامه ها و پروزه های تحقیقی برای آموزش، درمان و جلوگیری از کودک آزاری در ایران. 2- برقراری و ایجاد ارتباط بین افراد متخصص و متعهد و گسترش همکاری و گفتگو بین نهادهای داخلی و سازمانهای بین المللی جهت جلب حمایت بیشتر آنان در بالا بردن سطح آگاهی عمومی از تمامی انواع کودک آزاری در ایران. 3- ارزیابی و برآورد نیازهای آموزشی و تحقیقاتی، تهیه فرمهای مربوط به آن و ارسال آنها برای متخصصین جهت جمع آوری اطلاعات، تفسیر و ارزیابی آنها در ایران و آمریکا برای استفاده در امر نشر و تحقیق. 4- حمایت از تلاشهای بین المللی در مورد آموزش، درمان و جلوگیری از کودک آزاری در ایران از طریق ترجمه کتابها و مقالات توصیه شده کودکان به زبان فارسی.
کودک آزاری و غفلت کودکی که مورد بدرفتاری واقع شده و فراموش گردیده، کودکی است که رفاه و سلامت او در اثر رفتارها یا بی توجهی والدین یا سایر افرادی که مسئول مراقبت افراد هستند، آسیب دیده یا در معرض تهدید قرار گرفته است.
کودک آزاری جسمی: کودک آزاری جسمی به هر نوع آسیب جسمی غیر اتفاقی و ناگهانی که توسط مراقب کودک ایجاد شده است اطلاق می شود. کودک آزاری جسمی ممکن است به شکل سوزاندن، لگد زدن، کتک زدن و مشت زدن باشد. کودک آزاری جسمی ممکن است ناشی از انضباط افراطی یا تنبیه نامناسب بدنی یا وضعیت کودک باشد. همچنین ممکن است والدین در اثر ناپختگی استرس یا مصرف الکل و سایر موارد به طور مکرر خویشتن داری خود را از دست بدهند.
غفلت: غفلت به بی توجهی به نیازهای اساسی کودک از قبیل غذا، لباس، مسکن، مراقبت پزشکی و سرپرستی اطلاق می شود. در حالی که کودک آزاری جسمی معمولاً به صورت دوره ای رخ می دهد غفلت حالت فرض دارد. خانواده های بی توجه و فراموشکار اغلب خانواده هایی با مشکلات چندگانه هستند با این حال خانواده های دارای مشکلات متعدد همیشه نسبت به کودکان بی توجه نیستند.
بدرفتاری عاطفی: بدرفتاری عاطفی به سرزنش کردن، تحقیر کردن، طرد کردن، تبعیض قایل شدن بین کودکان و بی توجهی به سلامت و رفاه کودک از جانب مراقبان اطلاق می شود. در اغلب موارد در حالی که اثرات بدرفتاری عاطفی در فتار کودکان مشاهده می شود، ممکن است کودکان به خوبی آن را درونی سازند که در نتیجه موجب توقف رشد، علایم روان تنی و اختلالات گفتاری می گردد. اگرچه ممکن است رفتار کودکانی که مورد بدرفتاری عاطفی قرار می گیرند و کودکانی که دارای اختلال عاطفی هستند مشابه باشد ولی نوع و نحوه رفتار والدین به تمایز این دو از یکدیگر کمک می کند. والدین کودکان دارای اختلال عاطفی اغلب مشکل را می پذیرند. آنها نگران سلامت کودک خود هستند و به دنبال کمک می گردند. در مقابل والدین کودکانی که مورد بدرفتاری عاطفی قرار گرفته اند، اغلب کودک را به خاطر مشکل سرزنش می کنند (یا وجود مشکل را نادیده می گیرند)، از هر گونه دریافت کمک خودداری می کنند و به سلامت کودک توجه نمی کنند.
جرم زائی بی انضباطی کودکان: بی انظباطی کودکان و بی تفاوتی یا مسامحه و یا بی اعتنایی والدین نسبت به عدم رغبت کودکان به نظم و تربیت، چه سرنوشت شومی برای آینده کودکان طرح ریزی می کند؟ در بسیاری از خانواده ها والدین چندان در اندیشه تربیت یا مراقبت از فرزندان خود نیستند به محض اینکه کودکان این قبیل خانواده ها به راه می افتند به حال خود رها می شوند و دیگر مراقبتی از آنان به عمل نمی آورند. این رهایی موجب تماس مستمر آنان با اشخاص بیگانه و ناباب می شود و بر حسب سرمشقهایی که در این تماس به کودکان عرضه می شود، اجتماع از آنان افراد بزهکار خواهد ساخت.
خودخواهی و استبداد والدین در انضباط و تربیت فرزندان: نفوذ و قدرت پدر و مادر در فرزند به وسیله مهر و محبت یا خشونت تأمین می شود با علم به این موضوع که کودک همیشه خواهان مهر و محبت است پی خواهیم برد تا چه اندازه خشونت و قهم موجب انحراف از مسیر عادی می گردد. ترس و هراس دوران کودکی هیچگاه از روان و ضمیر آدمی زدوده نمی شود. کودکی که به جای مهربانی و نوازش با تنبیه خو گیرد، در دوران بلوغ ترسو، وسواسی و دچار عقده حقارت می گردد. متأسفانه اکثر پدران و مادران یا مربیان هنگام تعلیم و تربیت، تحت ثأثیر نحوه تربیتی خودشان قرار می گیرند تا همان رفتار را نسبت به کودکان تحت فرمان خود روا داشته. تأکید والدین در اطاعت کورکورانه کودک ناشی از این نکته فریبنده باشد که بچه مطیع برای والدین کمتر دردسر دارد و فرزندان خود را بی بلای جان آنان و بلای جان می شوند. برای بسیاری از والدین بهترین فرزند آنست که هیچگاه از امر آنان تمرد نکرده فوراً آنرا بدون هیچگونه چون و چرا انجام دهند. اینگونه اطاعت یا انضباط که مبتنی بر ترس و از راه تنبیه حاصل می گردد موجب اضمحلال حس ابتکارات، نیروی کنجکاوی دیگر رشد نمی یابند. اینگونه کودکان چون به سن بلوغ و رشد رسند یا از هیچ مقامی اطاعت نمی کنند و راه عصیان در پیش می گیرند و یا آنکه مطیع همه می شوند، برای فرمانبرداری و «توسری خوردن» آمادگی پیدا می کنند.
سوء رفتار مسامحه در مورد کودک: سوء رفتار و مساحمه در مورد کودک هم در دختر ها و هم در پسر ها در سنین مختلف در تمام گروه های قومی، و تمام سطوح اجتماعی- اقتصادی مشاهده می شود.
حدود کودک آزاری: محروم ساختن کودک از غذا، لباس، سرپناه و محبت پدر و مادری تا مواردی که در آن کودکان از نظر جسمی توسط یک فرد بالغ مورد آزار و بد رفتاری قرار می گیرند.که آشکارا به صدمه دیدن و غالباً مرگ آنان منجر می شود، گسترده است کودک آزاری یک بیماری طبی- اجتماعی است که به ابعاد فراگیر نزدیک می شود و روز به روز بیشتر مردم را گرفتار می سازد.عده ای آنرایکی از وجوه خشونت اجتماعی تلقی می کنند که به آرامی در اندرون جامعه می خزد و بازتاب آن در تمامی آمارهای جنائی پیدااست.کودکانی که از نظر جسمی یا جنسی مورد آزار قرار می گیرند با انواع زیادی از علائم روانی، از جمله اضطراب، رفتار پرخاشگرانه افکار پارانوئید، اختلال استرس پس از سانحه، اختلالات افسردگی و افزایش خطر رفتار انتحاری مورد توجه قرارمی گیرند.به نظر می رسد سوء رفتار، خطر آشفتگی روانی را در کودکان آسیب پذیر بالا می برد،کودکان مورد سوء رفتار والدین واجد پسیکوپاتولوژی احتمال بیشتری هست که دچار اختلال روانی می شوند تا کودکان آزار ندیده چنین والدینی.
سبب شناسی: عوامل زیادی در پیدایش سوء رفتار و مسامحه در مورد کودکان مؤثر است. بسیاری از والدین آزار دهنده خود قربانی سوء رفتار جسمی و جنسی درمعرض خشونت در زندگی قرار داشته اند.یکی ازتسهیل کننده های قوی پرخاشگری قرار داشتن دراز مدت در معرض درد و عذاب است. بنابراین، والدینی که خود آماج تنبیه بدنی خشونت، و مواردی بی رحمانه درخانواده ی خود بوده اند ممکن است سنت بدرفتاری را با کودکان خود ادامه دهند.در بعضی موارد، افراد بالغ تصورمی کنند که روش آنها راه مقبولی درآموزش انضباط است.در مواردی دیگر، والدین در مورد روش های تربیتی توأم با سوء رفتار روبرو هستنداما به دلیل فقدان مکانیسم های مقابله ای ناگزیر به تقلید رفتار پدر و مادر خود متوسل می گردند. شرایط زندگی استرس آمیز، از جمله تراکم و فقر، با رفتار پرخاشگرانه رابطه دارد و ممکن است در سوء رفتار جسمی با کودکان سهیم باشد. انزوای اجتماعی، فقدان سیستم حمایتی، و سوء مصرف مواد توسط والدین احتمال خشونت و مسامحه را با کودکان بالا می برد.بحران های محیطی نظیر فقدان منابع مادی، بیکاری و مشکلات مسکن ممکن است سطح استرس را در خانواده های آسیب پذیر بالا برده و مسامحه و سوء رفتار را پیش آورد.اختلالات روانی ممکن است در سوء رفتار و مسامحه در مورد کودکان نقش داشته باشد چون امکان اختلال قضاوت و فرایند تفکر مطرح است. والدین افسرده و پسیکوتیک یا مبتلا به اختلال شخصیت شدید ممکن است کودکان خود را مؤثر بشناسند یا تصور کنند آنان قصد «دیوانه» کردنشان را دارند.
شناسایی کودک آزاری و غفلت در مدرسه: هر یک از شکلهای بدرفتاری (کودک آزاری جسمی، غفلت، سوء استفاده جنسی و بد رفتاری عاطفی) ممکن است در بین کودکان سنین مدرسه مشاهده شود. معلّمان و مربیان حساس می توانند از طریق مشاهده رفتار کودک در مدرسه نشانه های جسمی و یا در جریان مصاحبه های معمول با والدین نشانه های بد رفتاری احتمالی را شناسایی کنند.
نشانه های جسمی: بد رفتاری نشانه هایی هستند که تقریباً قابل مشاهده اند. این نشانه ها که ممکن است خفیف یا شدید باشد به ظاهر فیزیکی کودک مربوط می شود. نشانه های جسمی شامل آسیبهای پوستی یا استخوانی یا شواهد حاکی از بی توجهی است که بصورت عوارضی مانند سوء تغذیه و لباس نامناسب (مانند نداشتن لباس گرم در زمستان) تظاهر می نماید.
نشانه های رفتاری: ممکن است تنها یا همراه با نشانه های جسمی باشد. این علایم ممکن است نشانه های ظریفی مانند حس ششم مبنی بر وجود اشکالی درکار، رفتار جنسی در کودکان کوچکتر حاکی از دانش جنسی که به طور معمول در کودکان این سن دیده نمی شود، برای مثال پر خاشگری جنسی نسبت به کودکان کوچکتر باشد. نشانه های عمومی کودک آزاری و غفلت از کودکان: نشانه هایی وجود دارند که نشان دهنده ی قطعی رخداد نوع خاصی از کودک آزاری نیستند اما نشانه های عمومی هستند. که نشان می دهند کودک در خانه مورد آزار و اذیّت و غفلت قرار می گیرد. این نشانه ها شامل: نشانه های تحصیلی و نشانه های عاطفی و روانی است.
نشانه های تحصیلی: نوع عملکرد تحصیلی می تواند نشانه ای از وجود کودک آزاری و غفلت باشد و زمانی که عملکرد تحصیلی کودک تغییرات ناگهانی ایجاد می شود.این امر بیشتر صادق است دانش آموزی با عملکرد تحصیلی خوب که ناگهان به مدرسه بی علاقه شده و در کلاسها حضور نمی یابد.ممکن است مورد سوء استفاده عاطفی قرار گرفته باشد. کودکانی که عینک شکسته شان درست نشده ممکن است مورد غفلت و بی توجهی قرار گرفته باشند.
نشانه های عاطفی روانی: معلّمان معمولاً نسبت به کودکانی که با سایرین متفاوتند مانند کودکان دارای اختلال جسمی و روانی حساس هستند این حساسیت می تواند به کودکانی که مورد سوء استفاده و غفلت قرار می گیرند و ممکن است متفاوت به نظر رسند نیزتعمیم یابد. معلّمان و مربّیان باید نسبت به کودکانی که پرخاشگر،عصبانی و با هم بیگانه هستند و با کسانی که کاملاً منفعل یا گوشه گیر و بی علاقه به ارتباط اند، حساس باشند این علایم در واقع دو قطب انتهایی طیف رفتار یا نگرش و عاطفه قابل انتظار ازکودکانی است که مورد سوء استفاده و غفلت قرار گرفته اند. کودکان، فشار سنج خانواده هستند.وقتی همه چیز خوب است، شاد و خرم و زمانی که کارها روبراه نیست طوفانی هستند.باید توجه نمود که تغییر ناگهانی در نگرش یا عاطفه نشان دهنده وجود کودک آزاری یا غفلت نیست بلکه نشان آن است که هنگام ارزیابی موقعیت مشکل زا، کودک آزاری یا غفلت نیز باید به عنوان یکی از از احتمالها مورد توجه قرار گیرد.
شناسایی سوء استفاده و غفلت از طریق مصاحبه: با گفتگون کردن با والدین می توان نشانه هایی از چگونگی احساس آنان را درباره کودک بدست آورد. 2- کودک را بد یا زشت تلقی کنید. 3- ویژگی مثبت یا خوبی در کودک پیدا نکنند. 4- نگران کودک نباشند و به او توجه نکنند. 5- از حضور در قرار ملاقات و بحث درباره ی مشکلات کودک در مدرسه خودداری کنند. 6- الکل یا سایر مواد مصرف کنند. 7- به شیوه ی غیر منطقی و غیر عادی رفتار کنند. پژوهشهای انجام شده در زمینه اختلالات نورولوژیکی نشان دادهاند، صدماتی که در اثر کودک آزاری جسمی بر سر کودکان وارد می شود به آسیب نورولوژیکی شدیدی منجر می شود. اخیراً کرونل در مطالعه ای که به منظور سازگاری تحصیلی کودکان مورد بدرفتاری قرار گرفته و گروه کنترل (متشکل از کودکانی که مورد کودک آزاری و بدرفتاری قرار نگرفته بودند) کشف کرد. در سال 1987، مطالعه انجام شده توسط مرکز رشد زندگی خانوادگی در مورد 530 کودک که مورد بدرفتاری قرار گرفته بودند نشان داد که بدرفتاری با کودک اثر شدید و پایداری برنتایج تحصیلی مانند نمره های امتحانی کودکان بویژه در خواندن می گذارد.
"neglect "مهمترين نوع کودک آزاري در ايران
"neglect" غفلت و فراموشي يکي از رايج ترين انوع کودک آزاري يا غفلت از کودکان است که در ايران نيز همانند کشورهاي ديگر اين امر گسترش بسياري پيدا کرده است. در ايران هرگاه صحبت از "کودک آزاري" مي شود به سرعت به دنبال نمونه هاي تنبيه مي رويم. در حالي که در جامعه ما نوع ديگري از "کودک آزاري" رايج است و آن "neglect" يا غفلت از کودکان است. البته بايد توجه داشت که آمارهاي جامعه ما نيز همانند آمارهاي جهاني است غفلت از کودکان به معناي عدم فراهم سازي مراقبت و محافظت کافي از کودکان است. يعني والدين به صورت ناآگاهانه و يا از روي آگاهي نيازهاي عاطفي، فيزيکي و يا تحصيلي فرزند خود را برآورده نکنند و يا آن ها را در مقابل خطر حفظ نکنند. "کودک آزاري" هيجاني و عاطفي شامل مواردي احساسي است، براي مثال انتقال اين حس به کودک که "بي ارزش است"، "دوست داشتني نيست"، "بچه بدي است"، "بي تربيت است"، "ناخواسته بوده" و مواردي از اين قبيل. در ضمن"کودک آزاري" جنسي هم که شامل هر گونه استفاده مستقيم يا غيرمستقيم از کودک و يا به کارگيري در تجارت جنسي است. "کودک آزاري" فيزيکي تنها شامل تنبيه بدني به تنهايي نيست. بسياري اوقات مشت زدن، گاز گرفتن از روي عشق و محبت و يا شوخي هم –که در فرهنگ ما زياد است- آسيب فيزيکي مي رساند اما "کودک آزاري" نمي شود. در نوع لفظي هم همين مساله مطرح است. مسخره کردن به خاطر رنگ پوست و مو و چاقي و لاغري و ...، لقب گذاشتن و يا ناميدن فرد با واژه اي نامناسب از جمله مصداق هاي "کودک آزاري" لفظي هستند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 2:47  توسط زندی
|
شبکه های ماهواره ی به دلیل گستردگی و در دسترس بودن بیش از دیگر رسانه های دیگر در جامعه تاثیرگذار هستند،به خصوص در بین جوانان که ممکن است جذب زرق و برق و موضوعات هنجارشکن انها شوند.در این بین در چند ماه اخیر یک از شبکه هایی که حاوی این موضوعات غیر اخلاقی است و توانسته به نوعی مخاطب خود را در بین ایرانیان داخل کشور جذب کند شبکه فارسی 1 است،این شبکه سعی کرده با پخش سریالها و فیلمهای خارجی با محتوای غیر اخلاقی و هنجارشکن بر مخاطب خود تاثیر گذاشته و این پیامها را به او القا کند.البته از این موضوع هم نمیتوان ساده گذشت که این شبکه متعلق به غول رسانه ای امروز"رابرت مرداک"است که بنوعی اصحاب رسانه های صهیونیست نیز به حساب میاید و با این تفاصیل خط مشی ان مشخص شده و اهداف ان بر کسی پوشیده نیست.نکته مهمی که در این بین وجود دارد و بسیار هم قابل توجه است بحث تاثیر برنامه های این شبکه بر فرهنگ و رفتارهای جامعه به خصوص نسل جوان است که امید اینده این کشور بحساب می ایند،البته اینجانب بعنوان دانشجوی جامعه شناسی رسانه ملی و خود مدیر ارشد رسانه ملی را در این اپیدمی مقصر میدانم،چرا که از زبان خود اقای ضرغامی شنیدم که این شبکه ها نمیتوانند خطری برای جامعه ی ما باشند.شنیدن این حرف از مدیر ارشد رسانه ی ملی که به مقوله ی ارتباطات در این دهکده ی جهانی اشراف کامل دارند،بسیار تاسف اور است.و از طرفی دیگر برنامه های خود رسانه ی ملی که بخصوص بعد از انتخابات با یک رویکرد یکجانبه گرایانه ، خیلی از مسایل کشور را فقط به صرف اینکه یک گروه مشخص بتواند بر اریکه ی قدرت تکیه بزند فدای مسایل سیاسی کرد،و تمام مشکلات و بحرانهای اجتماعی را فقط در سیاست و مسایل سیاسی خلاصه کرد،تاسفش اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست.البته دوست ندارم به حاشیه رفته و از هدف اصلی ام که شناساندن پیامدهای ناگوار شبکه فارسی1 است دور شوم،ولی بعنوان جوان دانشجو و کسی که در کلانشهر اهواز زندگی میکنم و با این واقعیات از نزدیک روبرو میشوم،نمیتوانم از این واقعیتهای تلخ براحتی بگذرم. *****************************************************
*حمله به ارزشهای اخلاقی و فردی:کافی است نگاهی کوتاه البته عمیق به برنامه ها وفیلم های این شبکه داشته باشیم.درتمام انها موضوعاتی مانند روابط ازاد بین دختران وپسران ،بحث عدم پایبندی به خانواده وخیانت بین زوجین وبه کار بردن کلمات غیر معقول وزشت موضوعی مشترک است وتمام سریال ها قالب فرهنگی مشترکی دارند وکاملا مبتذل وبی محتوا وتخریبگر است.به عنوان مثال سریال ویکتوریا یکی ازسریال هایی بود که تا چند وقت پیش ازاین شبکه پخش میشد و در این بین مخاطبان زیادی نیز جذب کرده بود.در این سریال با تمام توان تلاش شده بود که خیانت بین زوجین را امر عادی نشان دهد،و حتی این موضوع را بخصوص برای زنان یک حق طبیعی جلوه میداد، بگونه ای که شخصیت اصلی زن داستان در کنار همسر خود با یک پسر جوانتر از خود هم ارتباط برقرار میکند و این موضوع در سریال بسیار عادی دیده میشود.یا در سریال دیگر ان "سم سون"داستان فیلم تلاش دارد که روابط ازاد بین دختران و پسران را کاملا طبیعی نشان دهد و بگونه ای قبح ان را از بین ببرد یا در سریال جدیدتر ان "دارما و گریک" که سریال کمدی است کلمات و دیالوگ هایی بکار برده میشود که بقدری زشت وهنجارشکن است که در فضای خانواده ی ایرانی غیر قابل پذیرش است،شوخی های بسیار زشت و حرفهای نامعقول بین زوج سریال کاملا نشان دهنده ی بی محتوایی این سریال است که سعی دارد این نوع ادبیات را ترویج دهد. یا در سریال های دیگر این شبکه مانند" همسر من بی نظیره " شب به شب ،"خواهر دوست داشتنی من" و "مونس و مونس" تمام موضوعات و رفتارهای زشت و صحنه های محرک تکرار میشود و حتی در بعضی اوقات در سریال های ان موضوعاتی مانند خیانت را به عنوان عشق به خورد مخاطب میدهد یا با عنوان اینکه برای زندگی دو نفره حتما نباید با هم ازدواج کرد سعی میکند روابط ازاد را گسترش دهد.جالب اینجا ست که بنام حقوق زنان در این سریالها هم با عنوان اینکه زنان همیشه مورد ظلم واقع میشوند،بدترین استفاده ها و ابزاری ترین نگاها در این سریال به زنان صورت میگیرد بگونه ای که در تمام انها زنان بنام عشق خود را در اختیار دیگران قرار میدهند و معلوم هم نیست که چرا فمینیست هایی که گوش همه را با نام ظلم به زنان کر کرده اند در مقابل ایگونه سریالها و فیلم ها سکوت میکنند .**************************** *مخاطب صدای آژیر این هشدار کیست؟ اما موضوعاتی که در این بین بسیار مورد توجه است و باید یبش از همه چیزهای دیگر به ان توجه شود و برای ان راهکار اندیشیده شود بحث تاثیر این شبکه و محتویات ان بر جامعه ی ما و خانواده و بخصوص نسل جوان و ساختار فرهنگی انهاست. ما باید به این موضوع توجه داشته باشیم هنگامی که تمام موضوعات و محتویات این شبکه به صورت شبانه روزی در قالب سریالهای مختلف تکرار میشود که ممکن است روی فرهنگ رفتاری جامعه تاثیرات جبران ناپذیری بر جای گذارد. ایا در این بین خانواده ها به این اثرات اگاهی دارند؟ ایا به این موضوع فکر کرده اند،هنگامی که جوانهای انها پیام های این شبکه را در قالب سریال های مختلف دریافت میکنند چه برداشتی از ان خواهند کرد؟ اگر به این موضوع نگاهی عمیق داشته باشیم میبینیم که ترویج مسایلی مانند رابطه ی نا مشروع و ازاد که در این شبکه کاملا عادی نشان داده میشود میتواند چه خطراتی برای بنیانهای خانواده در جامعه داشته باشد . در واقع نکته اساسی این است که زیر پاگذاشتن همین حریم های اخلاقی را عادی جلوه دهد و به نوعی انرا ملکه ذهن مخاطب کند و برای او این موضوع را یک روال عادی رفتاری نشان دهد. *عادی سازی نابهنجاریها کافی است به تکنیکهای بکار برده شده در این شبکه نگاه کنیم انگاه به عادی سازی ناهنجاریها و هنجارشکنیها پی خواهیم برد. در تمام طول فعالیت چند ماهه ی این شبکه از یک تکنیک استفاده شده و ان بمباران تصویری ذهن ببیننده و القای پیام هر چند بی محتوای خود است ،بگونه ای که با نشان دادن سریالهای روتین با دوبله ای بسیار ضعیف و ابتدایی سعی دارد پیام های ضد فرهنگی خود را با ریتمی منظم جزء زندگی روزمره ی خانواده های ما قرار دهد و طبیعی است که هنگامی که مخاطب توجه اش به ان جلب شود آرام آرام پیامهای ان را میپذیرد،به عنوان مثال جوان جامعه ی ما هنگامی که در این شبکه بجای ازدواج و تشکیل خانواده رابطه ی ازاد تحویل او داده میشود آرام آرام سیگنال های تصویری ان را در ذهن میپذیرد و ممکن است به سمت این رابطه سوق داده شود وآنگاه در صورت فراگیرشدن این موضوع سرنوشت جامعه مشخص خواهد بود ،یا اگر با ترویج خیانت نشان داده شده در این شبکه و بسیاری از شبکه های دیگر، پایه های اخلاقی خانواده متزلزل شود مشکل بی بنیانی جامعه،مشکلی که غرب با آن درگیر است جامعه ما را هم اسیر خواهد کرد،باید دقت داشته باشیم که این موضوع برای یک جامعه در صورت اسب پذیرفتن از طرف این نوع موضوعات ضد اخلاقی علاوه بر هنجارشکنی های اخلاقی ،تبعاتی چون دوگانگی افکار و تضاد رفتار را به دنبال خواهد داشت که بسیار خطرناک و هشدار دهنده است. *این شبکه ها کجا را نشانه گرفته اند؟ هنگامی که در این شبکه ها روابط ازاد ترویج شده و دقیقا مخالف اصول اخلاق اسلامی رفتار میشود،در صورت عدم اگاهی و اطلاع رسانی و مبارزه ی صحیح جامعه ی ما دچار تضاد باور میشود و به دنبال این ،باید منتظر سست شدن حریمها و قوانین دینی و رعایت ان در جامعه باشیم که به این ترتیب میتوان شاهد پدیده های خطرناکی چون دین گریزی یا دین فراموشی باشیم. البته باید به این موضوع هم توجه کنیم که جامعه ی مذهبی ما به دلیل پیوند های محکم اخلاقی و ایدئولوژیکی که دارد به راحتی تسلیم این هجمه های ضد فرهنگی نخواهد شد اما باید همیشه به فکر پیشگیری بود و از راههای گوناگون هم به محکم کردن پایه های اخلاقی جامعه بپردازیم.باید با این هجمه ها مبارزه کرد. مبارزه ای که باید بر اساس اصول صحیح و مهندسی فرهنگی و متدهای جدید جنگ نرم صورت پذیرد تا هم سرمایه گذاری به درستی صورت پذیرد و هم پاسخ دلخواه از ان به دست اید و این کار باید هر چه سریعتر انجام پذیرد. نباید منتظر ماند تا شبکه ای مانند"فارسیوان " و دیگر شبکه هایی با این مضامین به انحراف جامعه ی ما بپردازند و جوانان جامعه را که سرمایه ی اجتماعی هستند مشغول کارهای بیهوده و انحراف بر انگیز کنند که علاوه بر این که انحراف بر انگیز است باعث میشود که ذهن انها در تسخیرمسائل غیر اخلاقی و مبتذل و جنسی که در این شبکه و دیگر شبکه ها نشان داده میشود قرار گیرد و در این صورت نباید از انها انتظار کار سازنده و خلاق داشت، چرا که این شبکه با ایجاد نیاز جنسی کاذب و به نوعی تحریک روانی آنها باعث میشود که جامعه و جوانان به دنبال براوردن این غرایز کاذب باشند و یکی از این راهای انحرافی و بسیار خطرناک رابطه ی ازاد است که این شبکه ها در پی ان هستند و این پیامدهای وحشتناکی در همه ابعاد خواهد داشت ویا مسائل دیگری مانند خودارضایی و یا بیماری های روانی بسیار خطرناک است.(اگر در این مورد بسیار صریح صحبت میکنیم تنها به این دلیل است که احساس شده که اطلاع رسانی و روشنگری باید صریح و بی پرده باشد). حال سئوال اینجاست که آیا والدین در خانواده ها مایل اند که سرمایه های انها یعنی جوانانشان به این سمت کشیده شوند؟ قطعاّ پاسخ منفی است اما انها باید آگاه باشند که با ایجاد شرایط تماشای این سریالها راه را برای این گونه انحرافات بار میگذارند و اکثریت انها پس از ابتلای به مشکل فرهنگی و اخلاقی به فکر حل ان می افتند که دیگر دی شده است .اما به واقع راه حل اصلی چیست؟راه حلی که بتوان با این موضوع و یا بالاخص پیامهای ضدفرهنگی شبکه هایی مانند" فارسیوان " مبارزه کرد. نباید فراموش کنیم که جنگ نرم چه برای حمله و چه برای دفاع اصول خود را دارد که باید بر اساس انها رفتار کرد. در این موضوع هم این مطلب عیناّ صادق است و باید چندجانبه بررسی شود و راههای مبارزه از چند طرف تبیین شده و مدنظر قرار گیرد.
*باید دست به کار شویم؟ از بعد مبارزه ی مستقیم که یکی از ارکان اصلی دفاع از حوزه جنگ نرم است باید پاسخی مستقیم به ان داده شود یعنی به عنوان مثال اگر "فارسیوان" سریالها و فیلمهای مبتذل را وسیله ای برای سرگرمی و تخریب فرهنگی قرار داده ما با فیلمها و سریالهای پر محتوا و جذاب از انحراف مخاطب جلوگیری کنیم، یا با میزگردهای فرهنگی در باره ی خود این شبکه در رسانه ی ملی خیلی صریح و بی پرده برای خانواده به خصوص والدین، تبعات ان را به انان هشدار دهیم تا انها بدانند چه مسائل پنهانی در نمایش سریالهای ان وجود دارد ، چرا که بسیاری از خانواده ها نااگاهانه نه تنها از ان ممانعت نمی کنند بلکه متاسفانه با فرزندان خود به تماشای ان میپردازند، که این موضوع باعث از بین رفتن حریمهای اخلاقی در خانواده میشود که آغازگر یک انحراف بزرگ . چرا که اگر چنین موضوعی اتفاق افتد حرفهای والدین دیگر بازدارندگی خود را برای فرزندان از دست خواهد داد. چرا که فرزندان نمی توانند باور کنند در حالی که والدین انها به تماشای ان میپردازند انها را از انحراف منع میکنند . همچنین در بعد سیاستگذاری های کلان، دولت و خانواده ها باید به این نکته توجه کنند که یکی از راه حلهای اساسی جلوگیری از این انحرافات ایجاد شرایط اسان برای ازدواج است که در چند سال اخیر به دلیل توقعات بیجا به تدریج در حال تبدیل شدن به بحران است که در این مورد همت مسئولین و سازمان ملی جوانان و همچنین تغییرات در افکار جوانان و خانواده ها را میطلبد. به واقع اگر این رویه ادامه پیدا کند شرایطی پیش خواهد امد که بهترین موقعییت برای سوء استفاده شبکه هایی همچون" فارسیوان" از عواطف و غرایز جوانان ما و به تباهی کشاندن انهاست، جرا که هنگامی که بنیان خانواده با این سختگیری ها در امر ازدواج تشکیل نشود ان موقع باید منتظر این موضوع باشیم که شبکه ای به واقع چون"فارسیوان" با الگوسازی فساد در جامعه باعث بحران های اجتماعی شود. به واقع شبکه هایی همچون"فارسیوان" هیچگاه موفق نخواهند شد به فرهنگ بومی و بسیار محکم ما ضربه ای وارد کنند مگر این که شکافی در این فرهنگ پیدا شود که انها سعی کنند تا با ابزارآلات رسانه ای خود به صورت تخریب گرایانه این شکاف را یا خلاء را پر کنند، نکته ی قابل توجه اینجاست که جامعه ی ما همانند بسیاری از جوامع دیگر مشکلاتی دارد اما مسئله ی مورد نظر این است که ما باید پیشدستی کرده و زودتر از بیگانگان سوء استفاده گری همچون "فارسیوان" که تنها یک نمونه از انهاست به این خلاء ها پی برده و راه حل مناسبی برای ان پیدا کنیم در غیر این صورت باید منتظر باشیم تا ابزارهایی مانند "فارسیوان" با بمباران تصویری ذهن جوانان و جامعه ی ما این خلاء ها را پیدا کرده و از ان به عنوان راهی برای ضربه زدن استفاذه کنند، به واقع نباید بیش از این اجازه داد شبکه هایی اینچنین در داخل خانه ها نفوذ کرده و فرهنگ مورد نظر خود را در فضای خانه ی ایرانی جایگزین کنند، فرهنگی که کپی برابر اصل فرهنگ وارداتی غرب است که در تعارض کامل با فرهنگ اسلامی است.کمی به پیامهای ان دقت کنیم انگاه به این تعارض و تضاد عمیق پی خواهیم برد، به عنوان مثال تشویق روابط ازاد و اختلاط در روابط پسران و دختران و یا خیانت که در این شبکه به آسانی به نمایش گذاشته میشود کاملا در تضاد با دستورات دینی ماست که نتیجه ی این تضاد را نباید نادیده گرفت چرا که این تضاد اثرات مثبت فرامین دینی را از بین خواهد برد و به این ترتیب دیگر نمیتوان انتظار یک جامعه ی دینی را داشت که در ان بزرگترین بخش از جامعه ی ما یعنی جوانان ما به این فرامین توجه کنند. به واقع هدف ما در اینجا هشداری جدی است که در صورت عدم توجه به ان باید شاهد استحاله ی فرهنگی جامعه باشیم.باید هر چه سریعتر راه کار مناسبی برای ان اندیشیده شود.به امید داشتن جامعه ایی سالم،پویا و رو به رشد.ایران اباد و ایرانی سربلند.
*امیر حسین زندی دره غریبی دانشجوی جامعه شناسی گرایش رفاه اجتماعی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 2:41  توسط زندی
|
|
|||||||||||||||||||||||||