خشونت علیه زنان در فضای مجازی

به بهانه ی 4 آذرماه روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

مسله خشونت علیه زنان چنان فراگیر و بدون مرز است که نهادهای جهانی نظیر سازمان ملل متحد و دفاع از حقوق بشر را واداشته که در برابر این موضوع واکنش درخور و شایسته نشان دهند.

این پدیده در تمامی کشورها وجود داشته و مرزهای فرهنگ ،طبقه ی اجتماعی،تحصیل و نژاد و قومیت را درنوردیده است.اگر به تعریف خشونت نگاهی بیندازیم،میبینیم که با رشد مدرنیته مرزهای آن هم تغییر کرده و چه بسا دامنه ی آن گسترده تر شده است.استرواس در تعریف خشونت؛آنرا رفتاری با قصد و نیت آشکار(یا رفتاری با قصد و نیت پنهان اما قابل درک)برای وارد کردن آسیب فیزیکی به فرد دیگر دانسته اند.محققی دیگر بنام مگارژی خشونت را به معنای اشکال افراطی رفتار پرخاشگرانه دانسته که احتمالا باعث آسیب های مشخص به قربانی می گردد.اما آقای درویش پور جامعه شناس در تعریفی کامل خشونت را عملی آسیب رسان تعریف کرده که فرد برای پیشبرد مقاصد خویش انجام میدهد و صرفا جنبه ی فیزیکی و بدنی ندارد.بلکه ممکن است ابعاد روانی (فحاشی،تحقیر،منزوی گردن فرد،دادوفریادو...)،جنسی(مزاحمت،تجاوز)،اقتصادی(نابودی و شکستن اثاثیه ی منزل و...)داشته باشد.

جامعه شناسان برای تبیین این پدیده ی اجتماعی به متن های اجتماعی چون خانواده،محله و اجتماع توجه و نظر افکنده اند.از دید این نظریه پردازان اجتماعی،عواملی چون یادگیری اجتماعی،ناکامی های منزلتی، تضاد بین اهداف در جامعه و وسایل و ابزار رسیدن به آن اهداف(نظریه ی فشار)،وابستگی زنان و داشتن محدودیتهایی(نظریه ی منابع ویلیام گود)،مشکلات اقتصادی و.....در پیدایی این مسله از اهمیت خاصی برخوردارند.

شاید تا سالهای نه چندان دور وقتی صحبت از خشونت علیه زنان میشد،نگاه ما به سمت خشونت های فیزیکی و شاید کمی تازه تر به سمت انواع دیگر خشونت ها چون مزاحمت های خیابانی و خشونت های روانی میرفت.

اما بواسطه ی پیشرفت تکنولوژی و در دسترس قرار گرفتن انواع وسایل ارتباطی و شبکه های مجازی،بشر بجای اینکه از آرامش و رفاه بیشتری برخوردار شود،دچار مشکلات و مصاعبی افزونتر،و عدم آرامش گردید.و بهتر و بیشتر نظریه قفس آهنین وبر (ماکس وبر جامعه شناس شهیر آلمانی پیش بینی کرده بود،تکنولوژی قفس آهنینی برای بشریت درست میکند) را درک کرده است.هر چند اذعان داریم که تکنولوژی به مثابه ی شمشیر دولبه ایست که هم میتوان از آن به نحوی مثبت و هم منفی بهره برد.و آن تاخر فرهنگی(ورود تکنولوژی بطوریه فرهنگ استفاده از آن در جامعه جا نیفتاده باشد) باعث شده که این پیشرفت،خود ابزاری برای خشونت ورزی برای همنوع و چه بسا خشونت و مچ گیری و اجیر کردن افراد نزدیک بخود گردیم.

بحث اصلی بنده بر خشونتی که امروزه بواسطه شبکه های مجازی بر زنان و دختران به انحا مختلف شکل میگیرد،میباشد.

همه بر این امر واقفیم که قریب به اتفاق مردم بواسطه ظهور تکنولوژی و دسترسی راحت به موبایل و اینترنت،به سهولت میتوانند به خصوصی ترین لایه های افراد سرک کشیده و راز و رمزهای شخصی و خصوصی آنان را برملا کنند.بطوریکه حتی در پستوی خانه های خود نیز بایستی مراقب نوع و استفاده از این تکنولوژی بوده و نکات ایمنی را رعایت کنیم.

متاسفانه یکی از مسایلی که مایه ی نگرانی بنده شد و باعث گردید قلم به دست گرفته و درددلم را با خوانندگان مجله در میان بگذارم،رد و بدل شدن پیامکهایی با هجمه ی زن ستیزی در شبکه ههای مجازی است.شاید کسانیکه در گروههای مجازی عضو بوده و یا ارتباطات مجازی با دیگران داشته باشند بر این مدعای بنده صحه میگزارند،که پیامهایی مبنی بر کج فهمی و عقب ماندگی زنان و دختران در گروهای جوانان رد و بدل میشود.این مسله برای جامعه ی دینی ،که بر محور ارزشهای دینی و نوع دوستی و احترام متقابل شکل گرفته مایه ی نگرانی است.شاید همه این نظریه را خوانده و یا تجربه کرده ایم که اگر پیامی هر چند نادرست بصورت گسترده و مستمر و در سطح وسیع تکثیر و بازتکثیر شود،کم کم در ذهن جامعه نهادینه شده و چه بسا به یک نظر قطعی و درست تعبیر شود.به طبع آن اگر در این مورد واکنشی از طریق رسانه ها و قلم بدستان صورت نگیرد و غفلت ما به استمرار آن کمک کند،باعث سرخوردگی و یاس نیمی از جامعه ی ما میشود.و تبعات جبران ناپذیری بر روحیه،اعتماد و عزت نفس و در سطح کلان بر کانون خانواده و اعتماد بین جنس زن و مرد جامعه میگزارد.

همه میدانیم که زن ایرانی به وفاداری،عشق ورزی و وقف خود به خانواده و فرزندان معروف است و چه بسا تحمل سختی ها و مرارتها برای خوشبختی خانواده،چنان بر جسم او فشار وارد میکند که دیگر نیاز به خشونت نباشد.و وای به روزی که ما قدر این فرشتگان وفادار را ندانسته و خود دردی بر دردهایشان افزایش دهیم.

امیدوارم دیگر شاهد این پدیده که از مصادیق بارز خشونت است نبوده و از بازتولید تفکرات غالبی و تبعیض آمیز و مردسالارانه جلوگیری کنیم.سربلندی زنان و مردان سرزمینم را آرزومندم.

امیرحسین زندی

دکترای تخصصی جامعه شناسی و مدرس دانشگاه

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۴ساعت 2:21  توسط زندی  | 
خشونت علیه زنان در فضای مجازی

به بهانه ی 4 آذرماه روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

مسله خشونت علیه زنان چنان فراگیر و بدون مرز است که نهادهای جهانی نظیر سازمان ملل متحد و دفاع از حقوق بشر را واداشته که در برابر این موضوع واکنش درخور و شایسته نشان دهند.

این پدیده در تمامی کشورها وجود داشته و مرزهای فرهنگ ،طبقه ی اجتماعی،تحصیل و نژاد و قومیت را درنوردیده است.اگر به تعریف خشونت نگاهی بیندازیم،میبینیم که با رشد مدرنیته مرزهای آن هم تغییر کرده و چه بسا دامنه ی آن گسترده تر شده است.استرواس در تعریف خشونت؛آنرا رفتاری با قصد و نیت آشکار(یا رفتاری با قصد و نیت پنهان اما قابل درک)برای وارد کردن آسیب فیزیکی به فرد دیگر دانسته اند.محققی دیگر بنام مگارژی خشونت را به معنای اشکال افراطی رفتار پرخاشگرانه دانسته که احتمالا باعث آسیب های مشخص به قربانی می گردد.اما آقای درویش پور جامعه شناس در تعریفی کامل خشونت را عملی آسیب رسان تعریف کرده که فرد برای پیشبرد مقاصد خویش انجام میدهد و صرفا جنبه ی فیزیکی و بدنی ندارد.بلکه ممکن است ابعاد روانی (فحاشی،تحقیر،منزوی گردن فرد،دادوفریادو...)،جنسی(مزاحمت،تجاوز)،اقتصادی(نابودی و شکستن اثاثیه ی منزل و...)داشته باشد.

جامعه شناسان برای تبیین این پدیده ی اجتماعی به متن های اجتماعی چون خانواده،محله و اجتماع توجه و نظر افکنده اند.از دید این نظریه پردازان اجتماعی،عواملی چون یادگیری اجتماعی،ناکامی های منزلتی، تضاد بین اهداف در جامعه و وسایل و ابزار رسیدن به آن اهداف(نظریه ی فشار)،وابستگی زنان و داشتن محدودیتهایی(نظریه ی منابع ویلیام گود)،مشکلات اقتصادی و.....در پیدایی این مسله از اهمیت خاصی برخوردارند.

شاید تا سالهای نه چندان دور وقتی صحبت از خشونت علیه زنان میشد،نگاه ما به سمت خشونت های فیزیکی و شاید کمی تازه تر به سمت انواع دیگر خشونت ها چون مزاحمت های خیابانی و خشونت های روانی میرفت.

اما بواسطه ی پیشرفت تکنولوژی و در دسترس قرار گرفتن انواع وسایل ارتباطی و شبکه های مجازی،بشر بجای اینکه از آرامش و رفاه بیشتری برخوردار شود،دچار مشکلات و مصاعبی افزونتر،و عدم آرامش گردید.و بهتر و بیشتر نظریه قفس آهنین وبر (ماکس وبر جامعه شناس شهیر آلمانی پیش بینی کرده بود،تکنولوژی قفس آهنینی برای بشریت درست میکند) را درک کرده است.هر چند اذعان داریم که تکنولوژی به مثابه ی شمشیر دولبه ایست که هم میتوان از آن به نحوی مثبت و هم منفی بهره برد.و آن تاخر فرهنگی(ورود تکنولوژی بطوریه فرهنگ استفاده از آن در جامعه جا نیفتاده باشد) باعث شده که این پیشرفت،خود ابزاری برای خشونت ورزی برای همنوع و چه بسا خشونت و مچ گیری و اجیر کردن افراد نزدیک بخود گردیم.

بحث اصلی بنده بر خشونتی که امروزه بواسطه شبکه های مجازی بر زنان و دختران به انحا مختلف شکل میگیرد،میباشد.

همه بر این امر واقفیم که قریب به اتفاق مردم بواسطه ظهور تکنولوژی و دسترسی راحت به موبایل و اینترنت،به سهولت میتوانند به خصوصی ترین لایه های افراد سرک کشیده و راز و رمزهای شخصی و خصوصی آنان را برملا کنند.بطوریکه حتی در پستوی خانه های خود نیز بایستی مراقب نوع و استفاده از این تکنولوژی بوده و نکات ایمنی را رعایت کنیم.

متاسفانه یکی از مسایلی که مایه ی نگرانی بنده شد و باعث گردید قلم به دست گرفته و درددلم را با خوانندگان مجله در میان بگذارم،رد و بدل شدن پیامکهایی با هجمه ی زن ستیزی در شبکه ههای مجازی است.شاید کسانیکه در گروههای مجازی عضو بوده و یا ارتباطات مجازی با دیگران داشته باشند بر این مدعای بنده صحه میگزارند،که پیامهایی مبنی بر کج فهمی و عقب ماندگی زنان و دختران در گروهای جوانان رد و بدل میشود.این مسله برای جامعه ی دینی ،که بر محور ارزشهای دینی و نوع دوستی و احترام متقابل شکل گرفته مایه ی نگرانی است.شاید همه این نظریه را خوانده و یا تجربه کرده ایم که اگر پیامی هر چند نادرست بصورت گسترده و مستمر و در سطح وسیع تکثیر و بازتکثیر شود،کم کم در ذهن جامعه نهادینه شده و چه بسا به یک نظر قطعی و درست تعبیر شود.به طبع آن اگر در این مورد واکنشی از طریق رسانه ها و قلم بدستان صورت نگیرد و غفلت ما به استمرار آن کمک کند،باعث سرخوردگی و یاس نیمی از جامعه ی ما میشود.و تبعات جبران ناپذیری بر روحیه،اعتماد و عزت نفس و در سطح کلان بر کانون خانواده و اعتماد بین جنس زن و مرد جامعه میگزارد.

همه میدانیم که زن ایرانی به وفاداری،عشق ورزی و وقف خود به خانواده و فرزندان معروف است و چه بسا تحمل سختی ها و مرارتها برای خوشبختی خانواده،چنان بر جسم او فشار وارد میکند که دیگر نیاز به خشونت نباشد.و وای به روزی که ما قدر این فرشتگان وفادار را ندانسته و خود دردی بر دردهایشان افزایش دهیم.

امیدوارم دیگر شاهد این پدیده که از مصادیق بارز خشونت است نبوده و از بازتولید تفکرات غالبی و تبعیض آمیز و مردسالارانه جلوگیری کنیم.سربلندی زنان و مردان سرزمینم را آرزومندم.

امیرحسین زندی

دکترای تخصصی جامعه شناسی و مدرس دانشگاه

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۴ساعت 2:20  توسط زندی  | 
این روزها همه جا در اهواز خوزستان گپ و گفت ها حول محور تشریف فرمایی دکتر روحانی به این استان است.خوزستانی که بنا به فرمایش حضرت امام دین خود را به اسلام ادا کرد.یکی از نکات بارز در زمان انتخابات این بود که علی رغم اینکه یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری فرزند خوزستان بود ولی اقبال عمومی به سوی دکتر روحانی بود، فردی که توانسته بود با گفتمانی متعادل در اوج بحرانهای اقتصادی و تورمی دل مردم را به دست اورد و الحق که کارکرد دولتش در این زمان اندک بر شعرهایش و بهتر بگویم وعده هایش صحه می گذارد.گویی قبای ریاست جمهوری را در این دوران برای خود او بافته اند، کلام شیوا، سلامت نفس در کنار کاریزماتیک بودن چهره و برز وبالای وی دل هر دلباخته به کشور را میبرد.آری این حرفها تعریف نیست بلکه واقعیتهای دکتر عزیز است.اینک خوزستان و مردمش میزبان این مرد بزرگ هستند، البته ما وعده و وعید نمیخواهیم بلکه نگاه بازتر و دلسوزانه تری را برای استانمان می طلبیم.پدیده ریزگردها و مشکلات بیکاری تا مشکل کارون همه و همه منتظر باز اندیشی در مورد خوزستان است.وجود قومیتهای متنوع و میهن پرستی چون عرب، بختیاری، دزفولی، شوشتری و... ایران را چون قالیچه های زیبایش رنگین کمانی کرده.ولی مشکل همه نبود شغل و کار مناسب و کمبوددامکانات درمانی و هزاران کمبود دیگر که همت بالا میخواهد که این را دولت تدبیر و امید در چنته اش دارد.خوش امد میگوییم به آقای رییس جمهور و هییت همراه.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ساعت 14:42  توسط زندی  | 
این روزها همه جا در اهواز خوزستان گپ و گفت ها حول محور تشریف فرمایی دکتر روحانی به این استان است.خوزستانی که بنا به فرمایش حضرت امام دین خود را به اسلام ادا کرد.یکی از نکات بارز در زمان انتخابات این بود که علی رغم اینکه یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری فرزند خوزستان بود ولی اقبال عمومی به سوی دکتر روحانی بود، فردی که توانسته بود با گفتمانی متعادل در اوج بحرانهای اقتصادی و تورمی دل مردم را به دست اورد و الحق که کارکرد دولتش در این زمان اندک بر شعرهایش و بهتر بگویم وعده هایش صحه می گذارد.گویی قبای ریاست جمهوری را در این دوران برای خود او بافته اند، کلام شیوا، سلامت نفس در کنار کاریزماتیک بودن چهره و برز وبالای وی دل هر دلباخته به کشور را میبرد.آری این حرفها تعریف نیست بلکه واقعیتهای دکتر عزیز است.اینک خوزستان و مردمش میزبان این مرد بزرگ هستند، البته ما وعده و وعید نمیخواهیم بلکه نگاه بازتر و دلسوزانه تری را برای استانمان می طلبیم.پدیده ریزگردها و مشکلات بیکاری تا مشکل کارون همه و همه منتظر باز اندیشی در مورد خوزستان است.وجود قومیتهای متنوع و میهن پرستی چون عرب، بختیاری، دزفولی، شوشتری و... ایران را چون قالیچه های زیبایش رنگین کمانی کرده.ولی مشکل همه نبود شغل و کار مناسب و کمبوددامکانات درمانی و هزاران کمبود دیگر که همت بالا میخواهد که این را دولت تدبیر و امید در چنته اش دارد.خوش امد میگوییم به آقای رییس جمهور و هییت همراه.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ساعت 14:42  توسط زندی  | 
این روزها خبرهای خوشی نمیشنویم و نمیخوانیم، نبود دارو، ایدز، اعتیاد، بیماریهای مقاربتی خطرناک، افزایش سرطان و هزاران معضل دیگر در جامعه ی پزشکی.از نبود عادت درست زندگی کردن تا وجود تحریم ها، هر کسی مشکل را به گردن دیگری میندازد.یکی از مشکلات دنیای امروز این است که هر کس دنیا را از دریچه تخصص خودش میبیند، جامعه شناس وجود معضلات فرهنگی، پزشک استفاده نادرست مردم از داروها و وکیل و وزیر هم تحریمها را علم میکنند و بعضی ها هم از سر توهم توطعه بیماری ها را گردن همسایگان میگدارند و نگاه دایی جان ناپاونی و...البته تمام این نگاها و عقاید درست ولی مشکلات جوامع امروزی خصوصا در حوزه های انسانی و اجتماعی نمیتوانند یک عاملی باشند و باید جمیع جهات را در نطر بگیریم.نبود رشته ها و بهتر است بگوییم نبود فضای کار برای متخصصان جامعه شناس پزشکی و البته نگاه بدجور بعضی از آقایان حوزه درمانی، از ورود این متخصصان به این میادین پر از معضل و یا اپراز مین مشکلات جلوگیری میکنند.البته جا دارد از خود افراد درمانی که همه از نخبگان ما هستند بصورتی در تمام رشته ها فضای  تحقیق و تدریس داده شود و مانند کشورهای غربی کسی باشد که بتواند پزشک، محقق، جامعه شناس، سیاستگدار و سیاستمدار را به هم وصل کند و زبان بین انها باشد.تا بتواند ضمن رفع سوتفاهم ها ، مشکلات را بهتر برای شان نشان داده و به رفع معضلات کمک کنند.الان افرادی هستند که تخصصشان بین رشته ای است.یکی از مشکلات  وجود بیماریهایی است که بدنبال اعتیاد و فقر فرهنگی  جامعه ما را دچار معضل کرده اند و کار فرهنگی همراه پیشگیری و درمان در حوزه پزشکی  یکی از نیازهای امروز ماست.امید است وزیر محترم دولت تدبیر و امید با استفاده بجا از محققان و کارشناسان آینده عاری از دغدغه را برای فرزندانمان  فراهم کنند.که  شرط اول توسعه پایدار همین نگاه است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ساعت 13:59  توسط زندی  | 
این روزها خبرهای خوشی نمیشنویم و نمیخوانیم، نبود دارو، ایدز، اعتیاد، بیماریهای مقاربتی خطرناک، افزایش سرطان و هزاران معضل دیگر در جامعه ی پزشکی.از نبود عادت درست زندگی کردن تا وجود تحریم ها، هر کسی مشکل را به گردن دیگری میندازد.یکی از مشکلات دنیای امروز این است که هر کس دنیا را از دریچه تخصص خودش میبیند، جامعه شناس وجود معضلات فرهنگی، پزشک استفاده نادرست مردم از داروها و وکیل و وزیر هم تحریمها را علم میکنند و بعضی ها هم از سر توهم توطعه بیماری ها را گردن همسایگان میگدارند و نگاه دایی جان ناپاونی و...البته تمام این نگاها و عقاید درست ولی مشکلات جوامع امروزی خصوصا در حوزه های انسانی و اجتماعی نمیتوانند یک عاملی باشند و باید جمیع جهات را در نطر بگیریم.نبود رشته ها و بهتر است بگوییم نبود فضای کار برای متخصصان جامعه شناس پزشکی و البته نگاه بدجور بعضی از آقایان حوزه درمانی، از ورود این متخصصان به این میادین پر از معضل و یا اپراز مین مشکلات جلوگیری میکنند.البته جا دارد از خود افراد درمانی که همه از نخبگان ما هستند بصورتی در تمام رشته ها فضای  تحقیق و تدریس داده شود و مانند کشورهای غربی کسی باشد که بتواند پزشک، محقق، جامعه شناس، سیاستگدار و سیاستمدار را به هم وصل کند و زبان بین انها باشد.تا بتواند ضمن رفع سوتفاهم ها ، مشکلات را بهتر برای شان نشان داده و به رفع معضلات کمک کنند.الان افرادی هستند که تخصصشان بین رشته ای است.یکی از مشکلات  وجود بیماریهایی است که بدنبال اعتیاد و فقر فرهنگی  جامعه ما را دچار معضل کرده اند و کار فرهنگی همراه پیشگیری و درمان در حوزه پزشکی  یکی از نیازهای امروز ماست.امید است وزیر محترم دولت تدبیر و امید با استفاده بجا از محققان و کارشناسان آینده عاری از دغدغه را برای فرزندانمان  فراهم کنند.که  شرط اول توسعه پایدار همین نگاه است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ساعت 13:58  توسط زندی  | 
این روزها دوستانی را میبینم که به قصد زیارت کربلای معلی از ما چه بصورت حضوری و چه تلفنی و پیامکی خداحافطی میگیرند.همه انان را به ان امام بزرگوار میسپاریم و اما آنچه مرا وادار کرد که این عریضه را بنویسم ، احساس خوب و اتحادوار بین این عزیزان برای عزیمت است، حتی کسانیکه برای اولین بار همدیگر را میبینند انگار سالهاست عقد اخوت بسته اند و چنان برادروار در کنار هم حرکت میکنند که تمام مشکلات را فراموش میکنیم.آری این کارکرد این دین و مذهب بزرگ است که ما را به دوستی و برادری تشویق و این را از وجود مبارک امامانمان داریم که با دستگیری از ما فضای همدلی را در این دنیای وانفسا بوجود می اورند.راهشان پر رهرو باد.برای تمام زوار آرزوی سلامتی و سفری خوش و پربرکت را خواهانم.یا حسین...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ساعت 21:7  توسط زندی  | 
خبر تکان دهنده و سنگین بود، باز هم بزرگمردی از دیار علم و فرهنگ از میان ما رفت.پروفسور معتمدنژاد کسی که با کتب و مقالات او در حوزه ی ارتباطات به وجد می آمدیم از هیاهوی این جهان ناآرام به دیار ابدی پناه برد.یادم می آید که اولین بار از طریق همنشینی با دوست عزیزم استاد خالد لویمی با کتب و مقالات وی آشنا شدم.از انجا بود که علاقه ی من به جامعه شناسی ارتباطات و حوزه ی روزنامه نگاری صدچندان شد.بیشک نام و یاد این مرد بزرگ همیشه در تاریخ علم و دانش این مرز و بوم زنده نگه داشته خواهد شد.هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق/ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما....روحش شاد
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ساعت 20:8  توسط زندی  | 
این روزها یکی از تیترهای جراید و سرخط خبرهای رسانه های دیداری و شنیداری داخل و خارج بحث اختلاس هنگفت در سازمان تامین اجتماعی است، سازمانی که در بین سازمانهای بیمه گر لقب غول سازمانها را یدک میکشد، این روزها حال و روز خوشی ندارد از یکسو با بیمه شدگانی روبروست که از هیچ یک از خدماتش راضی نیستند و از سویی با بیش از شصت هزار کارمند در بخشهای بیمه ای و درمانی.کسانی که در صف اول خدمت رسانی بزرگترین سازمان را باربر هستند و خیری نیست جز متلک های کارمندان دیگر ادارات و سازمانها.آری امروز که من مدیر کشیک در یکی از درمانگاهای سازمان در حال خدمت هستم، پس از مراجعه یکی از ارباب رجوع به من و پس از توضیحات من برای او، وقتی خواست اتاق مرا ترک کند با لحن دزد و اختلاسگر مرا نوازش داد.من که قریب به 14 سال در اورژانس تا حد فلج شدن خدمت کردم و تمام توانم را برای بیماران گذاشته ام، خودم را مستحق چنین بیمهری ندیدم وفقط در دلم کسانی را که بخاطر مال دنیا و رفاه دنیوی اینطور باعث از بین رفتن بی اعتمادی در جامعه میشوند ، نفرین کردم.آری دلم شکست بخاطر تمام دلسوزیها و زحماتم در این سازمان.هر چند از ان ارباب رجوع دلگیر نشدم چون او هم به دلخوسی این بیمه به مرکز ما آمده بود و وقتی در روزنامه ها چنین اختلاسهای نجومی را میبیند بیدرنگ همه را به یک چوب می راند.امید است که با پیگیری دولت محترم و توانمند و مجلسیهای بزرگوار دست افراد ناپاک رو شده و از بیت المال و حقوق مردم کوتاه شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ساعت 17:0  توسط زندی  | 
 Monazereie dr rohani ba kanal yek  va sokhan shivaie vi neshan az salabat va sedaghat vi va dolatash bod.omid ast farhang toamel va gaftegoie  samimi va bi riaie vi sarlohaie hamaie modiran va bozorgan nezam shavad.
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ساعت 23:22  توسط زندی  |